X
تبلیغات
★ میثمک ★

قسمت نهم گفت و گوی میثمکی با یک عاشق ارز!

اگه قسمت های قبلی رو نخوندی برو اینجا :

قسمت اول : مریم ۳۶۰

قسمت دوم : نگین

قسمت سوم : النا

قسمت چهارم : پریناز

قسمت پنجم : محبت

قسمت ششم : میثمک

قسمت هفتم : علی

قسمت هشتم : سایا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 |

خبر ديروز رو كه شنيدين افشين قطبي بعد از پيروزي تيمش تو ليگ ‍‍ژاپن رقصيده؟! جالبتر اينه كه ادعا كرده از مايكل جكسون هم قشنگتر ميرقصه! گفته كه بايد حتمن بعد از اين برد دلچسب ميرقصيده و چاره اي جز اين نداشته! (انگار زوري بوده!)

اخبار رسيده از كشور چشم بادومي ها حكايت از آن دارد كه افشين خان اول كتش را به كمر مباركشون بسته و شروع به عمليات مي كند : "حالا يارم مياد ، دلدارم مياد"!

يكي نيس بهش بگه بي انصاف اين همه استعداد داشتيو ايران رو ول كردي رفتي ژاپن كه چي بشه؟! چرا همين جا رونمايي نكردي پتانسيل هاي بالقوه ات رو؟! آخه چه اشكالي داشتش تو يكي از همين برنامه هاي نود عادل خان، شاغلام پيرواني بخونه و قلعه نويي رو قابلمه ضرب بزنه و افشين خان قطبي هم هي قرش بده!!؟!!

***

پی نوشت 1 : سعی کن اولین چیزی که صبح اول وقت در محل کار خودت میگی، باعث شادی دیگران بشه!

پی نوشت 2 : تا اونجا كه ميتونين مراقب پل هاي هوايي باشين! تعجب نكنين! بحث راهنمايي رانندگي و تصادف و اين حرفا نيست! بحث خفت گيري رو پل عابر پياده است!! ديروز كه داشتم از روي پل رد ميشدم، ديدم بين دو تا تابلوي تبليغاتي كه روش نصب شده، چند تا از اراذل وايستادن و منتظرن تو يه فرصت دختر و يا پسر مردم رو لخت كنن! خيلي مراقب باشين!

پی نوشت 3 : از مسابقه تصويري بامزه "خنده دارترين و قشنگ ترين شست پا" عقب نمونيا !! عكس شست پا ي مباركت رو بنداز و بفرست واسه مسابقه! قبلش برو اينجا شرايطش رو بخون!

پی نوشت 4 : "زيبا بانو" چند تا عكس قشنگ و هنري از شيراز و چند جاي ديگه انداخته كه فرستاده برامون تا نمايش بديم اينجا. براي تماشا برو به ادامه مطلب...

خصوصی نوشت : دوستی نوشته و تاکید داشته که حتمن در مطلب امروز بیاد : "میثمک خان این خیلی مهمه!! خلیج فارس دوباره داره میشه خلیج عربی!!! الان فقط60 درصد از رای دهندگان به خلیج فارس رای دادن یعنی تنها 10 درصد با خلیج عربی شدن فاصله داریم و این میزان داره کمتر میشه!!!!خواهش میکنم که به خوانندگانت بگو حتما برن به این لینک و به خلیج فارس یا همون پرشين گلف راي بدن!!خواهش ميكنم!!!به هركي هم كه ميتونن با ايميل بهش خبر بدن!! http://www.persiano rarabiangulf. com/index. php در ضمن هر دفعه كه اين صفحه رو باز كنين ميتونين مجددا راي بدين!! پس فقط به يه راي اكتفا نكنين!!!"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در دوشنبه سی ام خرداد 1390 |

* فراخوان مسابقه تصویری شست پا !

يك مسابقه تصویری جدید و خنده دار آغاز ميشود!

عكس شست پا ي مباركت رو بنداز و بفرست واسه مسابقه! در روز مسابقه عکس ها رو بدون اسمشون میذاریم که کدوم یکی خنده دارتر و كدوم يكي قشنگتره!

شرایط شرکت در مسابقه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 |

شنیدی که "تونی بلر" نخست وزیر سابق انگلیس گفته که هر روز قرآن میخونه؟! اصلا به جوانب سیاسی این فرد کاری نداریم ولی جالب اینه که یکی از دشمنان اصلی دین اسلام، کتاب اول اسلام و مسلمونا رو هر روز با دقت میخونه! این خیلی جای تامل داره ها!

ایشون وقتی که نخست وزیر انگلیس بود (تقریباْ سه سال پیش) ، علاقه اي نسبت به بحث‌ هاي مذهبي از خودش بروز نميداد، ولي در حال حاضر در خصوص اهميت مذهب كاملاً باز صحبت ميكنه!

بلر هدف از قرآن خوندنش رو، درك كردن اتفاقات دنيا و آموزنده بودن اين كتاب اعلام كرده! بلر پيش از اين با ستايش از اسلام آن را ديني زيبا دانسته بود و پيامبر اسلام را قدرتي به شدت متمدن ناميد.

جالبتر اينه كه بگم "لارن بوث" خواهر زن بلر هم سال گذشته در سفر به ايران ، مسلمان شد!

***


پي نوشت ۱ : هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه ، ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه.

پي نوشت ۲ : امروز عصر ميريم چند روزي شمال دور از قال و قيل اين تهران وانفسا! تو اين مدت ۲-۳ روزه ميام اينجا سوك سوك هم ميكنم كه زياد پشت در نمونين! ايشالله شنبه برميگردم و شب پست فراخوان مسابقه جديد رو ميذارم. منتظر باشيد!

پي نوشت ۳ : حوا بانو چند تا عكس از محل زندگيشون "بوشهر" انداخته كه جالبه، شما هم ببينين و حالشو ببرين. گذاشتم تو ادامه مطلب...

خصوصي نوشت : دوستي نوشته : " والا از اون موقع که وب قبلیت ف ی ل ت ر شد من دنبالت گشتم و طی یک حادثه ی خوووب دوباره وبت رو یافتم... البته شایان ذکره که تعداد زیاد نظراتت همیشه باعث میشه فکر کنم جایی برای آدم جدیدی تو وبت نیست... به هر حال غرض از مزاحمت اینکه خوشا به حالت... دل کلی آدمو شاد کردن خیله ها.. قدر خودتو بدون... فعلا که امتحان دارم بذار بعد امتحانام بیام عضو شم اینجا!  آخه تجربیات دوستان نشان از اعتیاد آور بودن اینجا داره... منم که خلف! بذارم ناخلفی هامو برای بعد امتحانا امیدوارم جا واسه آدم جدید باشه اینورا "


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 |

سورپرایز میثمکی!

دوستان بعد از درخواست رمز و بمنظور رفع غده فضولیت که بدجور داره وول وول میخوره تو وجود مبارکشون، بدون صرف لحظه ای وقت برن به ادامه مطلب...

***

پی نوشت ۱ : روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم! واقعیت خنده‌دارترین جوک دنیاست! (جرج برنارد شاو) 

پی نوشت ۲ : خب در ادامه پی نوشت دیروز داشتیم میگفتیم قضیه اون "کریم بنزما" رو! قضیه امسالش اینه که با ارسال عكس‌هاي كاملاً برهنه براي يك دختر بچه 14 ساله میخاسته اونو اغفال کنه! عجب بی ادبی بوده! اینجور آدما هر چقدر هم نوشخار کنن باز وحشین! خانواده دختره هم به آقا پليسه گفتن كه دخترشون تو یک سایت اجتماعی (که احتمالا همین فییسبووک بوده!) با کریم خان آشنا شده و دو پيام و عكس برهنه از این بازيكن بی حیا دريافت كرده! واقعععن؟!!

خصوصی نوشت : دوست بزرگوار و مهربونی برایمان نوشته : "من جلد اینجا شدم میثم ! خدا میدونه گاهی شبا خوابه اینجا و بچه هاشو میبینم! اگه هم میخاستم تو جمعتون نباشم مطمئن باش همیشه خاموش میموندم و فقط از دور هم بودنتون لذت میبردم! لذت میبردم که بچه های اینجا بدون هیچ نظری نسبت به هم با هم خوبن! لذت میبردم که تا حالا هیچ کس تفرقه نتونسته بندازه بین این جمع! لذت میبردم که کسی حق ندارم به میثم و گروهمون چپ نگاه کنه و همه خراب میشدن سر اون طرف! میثم اگه خودتم بیرونم کنی من فقط خاموش میشم وگرنه همیشه همینجا حضور دارم! "


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 |

عکس نوشت 4 : پاچه یک بنده خدا !

***

پی نوشت 1 : وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد!

پی نوشت 2 : رسوایی اخلاقی پارسال "کریم بنزما" مهاجم مسلمان (خیر سرش!) تیم ملی فرانسه رو که یادتون هست؟! با دو نفر دیگه با یه دختره کار بد کردن!؟ یادتون نیس؟! بهتون نگفته بودددم؟! به من چه! زور بزن یادت بیاد!... هیچی دیگه! همینم مونده واستون رسوایی اخلاقی امسالشم بگم! نمیگم تا قسمت بعدی!!! حالتونو گرفتم دسته جمعی؟! هه هه هه!!!

پی نوشت 3 : قسمت هشتم گفت و گوی میثمکی که دیروز برگزار شد، با "سایا" یکی از بزرگترین پشتوانه های علم و فرهنگ و تاریخ و هنر و ورزش و نقاشی و انشاء و املاء و انضباط این مملکت بود!

پی نوشت 4 : منتظر سورپرایز فردا باشید...!

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری که نخواسته اسمش فاش شه خطاب به دخترای اینجا نوشته بدین مضمون : "راستی میثم من خیلی آرزوها برای آینده ی خودم داشتم ولی ازدواجم مانع از رسیدن به اونها شد. من در تعجبم چرا دخترای اینجا از این فرصتی که دستشونه استفاده ی لازم رو نمیکنن تا بعدا مثل من غصه شو نخورن؟! " 

نوشته شده توسط میثمک در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 |

قسمت هشتم گفت و گوی میثمکی با یک عدد مالیخولیایی!

اگه قسمت های قبلی رو نخوندی برو اینجا :

قسمت اول : مریم ۳۶۰

قسمت دوم : نگین

قسمت سوم : النا

قسمت چهارم : پریناز

قسمت پنجم : محبت

قسمت ششم : میثمک

قسمت هفتم : علی

***

نتیجه رای گیری دیروز : بین بچه های فعال اینجا رای گیری کرديم که پرسپولیسیا بیشترن یا استقلالیا! هر کی هم که تو فاز فوتبال و این حرفا نیس رای ممتنع داد :

کل آراء : ۱۱۳ نفر

۱- پرسپولیسی ها : ۶۳ نفر معادل  ۵۶ درصد

۲- استقلالی ها : ۳۷ نفر معادل ۳۳ درصد

۳- رای ممتنع : ۱۳ نفر معادل ۱۱ درصد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 |

فصل بی ستاره تمام شد! فصل خداحافظی غیرمنتظرانه آقا کریم! فصل دعواهای دایی و حاج حبیب! فصل باخت رفت و برگشت! فصل اخراج چندین باره شیث! فصل تکرار قهرمانی جام حذفی!  

پرسپولیسی سرتو بالا بگیر! قهرمان شدیم!

***

پی نوشت ۱ : امروز قراره بین بچه های فعال اینجا رای گیری کنیم که پرسپولیسیا بیشترن یا استقلالیا! هر کی هم که تو فاز فوتبال و این حرفا نیس رای ممتنع بده. همه رای هاشونو اعلام کنن!

پی نوشت ۲ : متینه بانو هم چند تا از عکسای هنری که با دوربین خونگی از بندر انزلی انداخته رو برامون فرستاده که گذاشتمش تو ادامه مطلب...

پی نوشت ۳ : جواب مسابقه بیست سوالی نهم با موضوع " گنده و در ناحیه فوقانی قرمز! " که دیروز برگزار شد، این بود : "شصت پای سایه بانو که لاک قرمز زده و یوزی جون (همسرشون) جفت پا پریده روش ورم کرده!"  بهار بانو  موفق شد بعد از ۴۰ دقیقه از شروع مسابقه ، زودتر از بقیه به جواب برسه و برنده بشه! 

پی نوشت ۴ : فردا قسمت هشتم گفت و گوی میثمکی با یک عدد مالیخولیایی!!  

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری برایمان خصوصی نوشتن : "وقتی خنده ها و خوشیاتونو می بینم، وقتی دوستی و جنبه اتو می بینم، وقتی می بینم برای هم وقت میذارید، از ته دل با شادی بچه ها خوشحال میشم، حتی اگه به خاطر هزار دلیل احمقانه نتونم خیلی شرکت کنم تو جمعتون.... کاش انقدر زود داغون نمی شدم که حتی واسه خندیدن با بقیه هم ترس داشته باشم... کاش یکی بهم میگفت راهش چیه... پس میثم بی خیال شو اگه کسی اینجا مفت میگه، اون حسودیش میشه به خوشی شما و انقدر وجود نداره که از شادی بقیه شاد بشه حتی اگه خودش نمی تونه بهش برسه"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 |

سوال مسابقه بیست سوالی نهم :

گُنده و در ناحیه فوقانی قرمز!!!

اون چیه ، مال کیه و در چه حالتیه؟!

نوشته شده توسط میثمک در جمعه بیستم خرداد 1390 |

هر چند از گزارش جواد خان خیابانی هیچکس دلخوشی نداره، ولی بعد از بازی فینال پرسپولیس و ملوان ایشون جملاتی گفت که قضاوتش با شما :

"براي هنرمندان اين مملكت كه ميكروفون به دست مي‌گيرند و براي پرسپوليس سرود قهرماني مي‌خوانند متاسفم كه ادب را رعايت نمي‌كنند! وقتي در پايان بازي به كنار زمين آمدم، او (داريوش خواجه نوري) از كنار من رد شد و گفت : امروز هر كسي كه استقلالي بود را فلان كردي" !!!

جالبه که داریوش خان خواننده پاپی جوابشو داده و گفته : جواد خیابانی استقلالیه و بهش فشار اومده! 

***

پی نوشت ۱ : امشب لیله الرغائب یا همون شب آرزوهاست! مصادف با شب جمعه! هر چی آرزو داری بکن! اگه از خدا شوهر میخای بگو بهش! اگه زن هم میخای ۲ تا ۲ تا بگو!!! چه ایرادی داره!؟!

پی نوشت ۲ : مسابقه بيست سوالي نهم فردا جمعه ساعت ۱۱ صبح آغاز ميشود... 

خصوصی نوشت : یکی از دوستان درد دل کرده بدین مضمون : "میگم دیگه برا هیشکی فرق نمیکنه باشم/نباشم...نه توانایی دارم/نه استداد دارم/نه کاری بلدم جز وراجی و دلقک بازی/همش با مامانم یه مدته درگیر میشم میگه بد حرف میزنی....هی میگه سنگین باش آبروم رو نبر.........اگه باشم هستم نباشم هیشکی یادشم نمیاد یه مدت بودم.....الان اشکام داره سر ریز میشه.....عروس خانوم از راه میاد واس همه از ما عزیز تر میشه........نه که فک کنی حسودما نه..همیشه بچه خلف بودم...نه عذابای داداشم رو کشوندم به بابا ننم نه چیزی/ آخرشم اونا از ما بهترون شدن!" 

* فوری نوشت : برای سلامتی همه مادر و پدرها و علی الخصوص مادر گرامی ثنا بانو که کسالت دارن، خیلی دعا کنید امشب!

نوشته شده توسط میثمک در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 |

یکی از علمای وهابی عربستان در اظهار نظری جالب توجه و احمقانه دعا کرده و گفته : "هر زنی که در این کشور رانندگی کُنه ، ایشالله بزودی بمیره!!! "

خداییش دعا رو داشتی؟! فکرشو بکن خدای ناکرده زبون اون وهابیه لال، اگه فرشته ها نقشه جغرافیا رو اشتباهی بگیرن و این دعا به جای عربستان تو ایران آمرزیده بشه، چه شود؟!!! همه آقایون ایرانی، دوست دارن خانومشون راننده بشه!!! اگه شک داری از شوهرت بپرس!! 

***

پی نوشت ۱ :  وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید و به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت دهید!

پی نوشت ۲ : بعد از یک سال زنگ زدم یه شرکتی که اون مواقع خیلی باهاشون کار میکردم! منشیه از همون اول شناخت و گرم گرفت! فکر نمیکردم بشناسه بعد یک سال! عجب حافظه ای دارن بعضیا! من فلکزده مثل بابای دکتر افشار تو "ساختمان پزشکان"، هر ۸ ثانیه یه بار حافظه ام پاک میشه!!

پی نوشت ۳ : زهرا بانو با اسم مستعار "یه دوست" چند روزی رفته بود سفر و پنج تا عکس گرفته از مناظر جاده اسالم به خلخال که لطف کرده و فرستاده برامون. برای روئیتش برید به ادامه مطلب...

خصوصی نوشت : یکی از دوستان قدیمی برایمان خصوصی نوشته اند : "اولا ! من نمی تونم مدت زیادی جلوی کامپیوتر و پای نت بشینم و با شما بحث کنم مثه بقیه! اینو با حالت تحکیم و طلبکارانه نمی گم به خدا ! دوما ! من هر روز از صبح تا 6 و 7 بعدازظهر بیرون هستم و گهگاه خیلی کم پیش میاد بیام و مدت زیادی پشت کامپیوتر باشم. واقعا اگه برای شما خیلی خیلی خیلی مهمه که دوستاتون که لینکشون کردین حتما هر روز و به مدت چند ساعت توی بحث هاتون شرکت کنن و تازه هیچ وقت هم غیبت نداشته باشن خوب معلومه که من اولین لینکی هستم که حذف میشم! به هر حال وب خودتونه ... دوست دارین منو حذف کنین ... ایراد نداره ولی من به خاطر لینک شدن و لینک هاتون هیچ وقت نیومدم اینجا . مطمئن باشین"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 |

قسمت هفتم گفت و گوی میثمکی با یک بچه پر روي جديد!

اگه قسمت های قبلی رو نخوندی برو اینجا :

قسمت اول : مریم ۳۶۰

قسمت دوم : نگین

قسمت سوم : النا

قسمت چهارم : پریناز

قسمت پنجم : محبت

قسمت ششم : میثمک

***

تذکر نوشت : از این به بعد با هر کی گفت و گو میکنیم سوالات و جواب ها رو با هم و مرتب بفرسته! نه یکی از اول و یکی از آخر! یه خورده مرتب جواب بدین جای دوری نمیره! جواب "نمیدونم" و "یادم نیست" هم ندین! یه عکس هم به دلخواه خودتون بفرستین!

خصوصی متمایل به تهدید نوشت! : دوست بزرگواری ضمن عرض تهدید اینجانب، ابراز لطف داشته اند بدین مضمون : "میثم یعنی چی به خاطر امتحانا نمیخای آپ کنی؟! به خدا میکشمتا...! گناه اونا که درس و مشخ ندارن چیه؟!"  جوابیه یک عدد میثمک مظلوم : "بوخودا شوخی کردم! من که دلم نمیاد!"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 |

پیشنهاد همکاری که در پست قبلی ذکر شد یا استقبال کم و بیش دوستان مواجه شد، ولی ایده و طرح منحصر بفردی از سوی کسی ذکر نگردید! در این میان یکی از بزرگواران طرح جالبی ارائه کرد که بد ندیدم در اینجا ذکر شه و همه بچه ها نظرشون رو اعلام کنن. اگر طرحی به ذهن بقیه هم میرسه بگن که درباره اش مشورت کنیم :

 

"من پیشنهاد می کنم یک شرکت راه اندازی بشه و کارش هم این باشه از قبل تا بعد از ازدواج تمام مسئولیت ها را برعهده بگیره . یعنی اینکه این شرکت مشاوره برای ازدواج داشته باشه بعد در این شرکت مجموعه ای باشه که تحقیقات برای ازدواج انجام بدهند مثلا اگر خانواده ای نیاز داره برای خواستگارشون تحقیقات بشه به این مرکز مراجعه کنه و بعد گرفتن سالن و تا فیلم بردار به عهده این شرکت باشه . این شرکت می تونه برای دختر و پسر های که دنبال کیس های مناسب هستند پرونده تشکیل بده و مشاوره بده و خیلی کار های دیکه که می شود از طریق این شرکت انجام داد. البته همه قانونی و با مجوز های رسمی."

***

پی نوشت 1 : سعی کن همیشه و در همه حال، زیر قولت نزنی و حرفت یکی باشه! دبه نکن که از مردی و مردونگی به دوره!

پی نوشت 2 : اگه هنوز کسی رزومه اش رو واسه این پیشنهاد همکاری نفرستاده، طبق سرتیترهای پست قبل زودتر بفرسته! ضرر نداره که! سنگ مفت، گنجیشک مفت!!

پی نوشت 3 : عجب تعطیلات مزخرفی بود!! زخم بستر گرفتیم از بس خوابیدیم تو خونه!! بعضی وقتا آدم دلش تنگ میشه واسه شلوغ پلوغی های سر کار و اداره و همکارا و منشی مدیرعامل و حسابدار و بقیه بچه های تیم ملی!!

پی نوشت 4 : جواب مسابقه بیست سوالی هشتم با سوال "چیه که درازه و خوردنیه و کثیفه؟!" این بود : "بند کفش چارلی چاپلین وقتی داره هورت میکشه بالا و میخوره!" که رها بانو و علی موفق شدن زودتر از بقیه به جواب برسن!

پی نوشت 5 : قسمت هفتم گفت و گوی میثمکی فردا صبح رونمایی میشود... منتظر باشید!

نوشته شده توسط میثمک در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 |

مقدمه :

گروه آرین رو که میشناسین؟! همون گروه موسیقی معروف وطنی که خیلی هم موفقن تو کارشون، میدونین چه جوري شكل گرفتن؟! خيلي ساده! دو تا خواننده اصلي اين گروه پيام صالحي و علي پهلوان تو خدمت سربازي با هم آشنا ميشن و يكي ميگه من اين توانايي رو تو موسيقي دارم و اون يكي هم ميگه من توانايي ديگه ای دارم و بعدش كم كم شكل ميگيره اين گروه ابرقدرت موسيقي!



حالا بحث چيه؟!

بحث اينه كه ما جمعاً حدود ۵۰ نفر آدم فعال هر روز نباشه ، حداقل يک روز در ميون ميايم اينجا و كنار هم هستيم و خوشيم و مشكلاتمون (كه معمولاً هم روحي هستش) رو بيان ميكنيم و درصدد رفع اون هستيم. این خیلی خوبه که دوستای زیادی دور و برمون هستش ولی چرا از این جمع دوست داشتنی و نزدیک نتونیم بهره ای بگیریم؟!

این بهره که مطمئناً یک بازی برد-برد هستش، به نفع همه بچه ها خواهد بود. چه اونایی که الان شاغل هستن، چه اونایی که دانشجو هستن و دنبال کار و چه اونایی که اصلن خونه نشینن!


یک مثال :

در حال حاضر یک پروژه ساخت کلیپ بهم پیشنهاد شده به مبلغ سه میلیون تومن! فقط برای یک کلیپ 5 دقیقه ای! کار تدوینش رو خودم انجام میدم ولی احتیاج به یک فیلمبردار با دوربین DV دارم که اگر کسی از دوستان و آشنایان رو پیدا نکنم مجبورم که از یکی از آتلیه ها قرض کنم و برای یک روز فیلمبرداری از پروژه مبلغ حداقل 500 هزار تومن بهش بدم! خب چه بهتر که این پول بره تو جیب یکی از دوستان! 


اين يك طرح اوليه است!

دوست داريم بچه ها طرح هاشونم بگن تا به يك نتيجه كلي و مفيد برسيم. در حالي كه ميتونيم نتايج بهتري از اين جمع بگيريم. اين منوط به شناخت بيشتر از توانايي هاي همديگه هستش! تا بتونيم پتانسيل هاي بالقوه رو به بالفعل تبديل كنيم!

اين يك شعار نيستش ، يك طرح اوليه براي يك شروع كار بزرگه! در مرحله اول همه بچه ها چه در تهران و ساير شهرستانها تواناييهاي خودشون رو اعلام كنن، طبق سر تيتري كه من خودم رو تو ادامه مطلب معرفي ميكنم تا طی پست بعدی "همکاری" با در كنار هم قرار دادن توانايي ها ببينيم قادر به انجام چه كاري هستيم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در شنبه چهاردهم خرداد 1390 |

سوال مسابقه بیست سوالی هشتم :

دراز و خوردنی و کثیف!!!

اون چیه ، مال کیه و در چه حالتیه؟!

نوشته شده توسط میثمک در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 |

یکی از استادای دانشگاه گفته که کودکان تا ۱۷ سالگی!! باید شیر پرچرب بنوشن!!

فکرشو بکن! پسره از کلاس کنکور برمیگرده خونه، تشنه و گشنه! ميگه مامان شير ميخام! خرس گنده ميپره رو مامانه!!! حالا نخور كي بخور!!!

حالا اگه مامانه شير نده، بچه اش ميره معتاد ميشه! كراك ميكشه! اصلن ميره سراغ دوس دخترش!!! فقط به خاطر اينكه اون كمبود شيرپرچرب رو برطرف كنه!

دلم ميسوزه واسه ماماناي اين جمع كه حداقل ۱۷ سال بايد زجر بكشن! اينم يكي از دلايل ديگه كه دوست ندارم جنس مخالف بودم!! به همه مامان هاي گذشته و حال و آينده اينجا تسليت عرض ميكنم!

***

پی نوشت ۱ : بعضيا انتظار دارن كه همه كار براشون بكني! حتي فراتر از انتظار خودشون! ولي كافيه كه يه بار يكي از اين كارا رو سهواً يادت بره و انجام ندي! هر چي از دهنش در مياد بهت ميگه!

پی نوشت ۲ : مسابقه بیست سوالی هشتم استثنائاْ فردا پنجشنبه ساعت ۱۱ شب برگزار میشه!

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری ابراز لطف داشته ضمن التماس دعا از همه بچه ها، برایمان نوشته : "سلام مثی...چطوری؟ اینم شانسه ماس که اومدم رفتی......نبودی خیلی حوصلم سر میرفت و دلم برا خودت و وبت و بچه ها تنگولیده بود..میدونی که هیچ جا وبه مثی نمیشه. البته متعلق به خودمونه هاااااا قبلا خیلی غمگین بودم..خودم ، آپام.. درسته همیشه لبخند به لبم ولی دلم.............. از وقتی با تو وبت و برو بچ اینجا آشنا شدم خیلی فرق کردم...خیلی شاد تر شدم.....ظاهرم که شاد بود دلمم شاد شده..ولی این مدت که کم پیدا شدی و بخصوص این 3 روز که نیستی و در اینجا تختس بازم حالم داره خراب میشه... یه موضوعی بود جریانه 2سال پیش با زور داشتم فراموشش میکردم ولی بازم داره عینه همونا تداعی میشه..خسته شدم از انتظاراته همه ازم...دعا کن"

نوشته شده توسط میثمک در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 |

قسمت ششم گفت و گوی میثمکی با یک عدد میثمک ورپریده!

برو به ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در سه شنبه دهم خرداد 1390 |


عکس نوشت 3 : فیتیله پیچ تو قطار !

***

پی نوشت 1 : مرد خردمند سعی میکند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند! بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاشهاي مرد نابخرد دارد!

پی نوشت 2 : امروز تولد خارجکی ترین زهرای دنیاس! زهرا بانو (یا همون zahra) ساعت ده و نیم امشب متولد میشود! هر کی دوست داشت از طرف من دعوت میشه تولدش!!

پی نوشت 3 : اگه فردا ماموریت نرم شهرستان، قسمت ششم گفت و گوی میثمکی رو با خودم انجام دادم که میذارم رو وبلاگ حالشو ببرین! از این به بعد قراره مخاطب قسمت گفت و گو، قشنگترین عکسی رو هم که دوست داره کنار مصاحبه اش باشه، بفرسته تا تو همون قسمت به نمایش دربیاد.

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری ابراز لطف داشته و برایمان خصوصی نوشته : " من و همه بچه ها خیلی میخوایمتا.. گاهی سرت که شلوغ میشه یا پکری تا شب همش فکرم میمونه که چیشد به تو... اونروز داشتم فکر میکردم که چند سال چقد میشه که ما اینجوری بین هم باشیم... خیلی خوشحالم.. خیلی ممنونم ازت که این لحظات قشنگ رو به ما هدیه میکنی.. نمیدونم چه جوری باس تشکر کرد ازت.. یه دیشب 2 تا از بچه ها وبم بودن دیدم چقد سخته هی تند تند تایید کن جواب بده.. حق داری وقتی یکی میگه جوابمون ندادی بای ناراحت شی... تویی که تحمل میکنی... مرسی بابت همه چیز مثیه مهربون "

نوشته شده توسط میثمک در یکشنبه هشتم خرداد 1390 |
گزارش حضوری یک عدد میثمک سمینار ندیده

در سال اول دبستان! : 

به نام خدا

سمینار چیز خوبی است!

آقا معلم ها و خانم معلم ها که میروند اون بالا صحبت کنند ، همه حاضرین خواب هستند!!!

آدم های خوبی در سمینار وجود دارد! یاد عروسی می افتم! شاید هم پارتی! چقدر "جنیفر لوپز" اینجا زیاد است!!! آدم هوس بچه دار شدن میکند!

هوای اینجا خنک هست! آدم دوست دارد لباس و شلوارش را در بیاورد!!!

ناهار هم میدهند! ناهارش همه چی دارد! باید مثل عروسی حمله کنی تا غذای بهتری بخوری! دیگه معلم و استاد و شاگرد و دانشجو ندارد! همه حمله میکنند!!!

سر نوشابه سیاه دعوا میشود! شاگرد با لقت میزند اونجای استاد! استاد روی زمین ولو شده است!!!

بعد ناهار ، فیلم خارجکی نشان میدهند! چراغ ها خاموش است! استاد هم با لیزر روی فیلم می اندازد! انگار دارد بازی میکند! همه خواب هستند! حتی استاد!

همه جا تاریک شده است! صداهایی میاد! استغفرالله...! حراست سمینار رفته است لالا کند!!!

زنگ پایان سمینار به صدا در می آید! میرویم خانه!

پایان انشاء

میثمک – 29 اردیبهشت ماه 1390

***

پی نوشت 1 : وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست!

پی نوشت 2 : پاسخ مسابقه بیت سوالی هفتم با موضوع " خوشمِل مُشمل و تَرگُل مَرگل! " اینه : "کفتر کاکل به سر دوست دختر معین که داره های های آواز میخونه! "برنده های این هفته ، علی و روناک بانو موفق شدند پس از 95 دقیقه از شروع مسابقه به جواب برسند. ضمن اینکه باید از هوش بهاربانو در کمک به دوستان نیز تقدیر و تشکر شود.

تذکر نوشت : برای اینکه جو وبلاگ خراب نشه در ادامه مطلب گذاشتمش...

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری نوشته : "میثم.. من وقتی داستان زندگی این زن رو میخونم، اشکام راه میوفته، الانم دارم گریه میکنم.. خیلی دلم براش میسوزه!" این دوست بزرگوار رو دعوت کردم که بیاد تو جمع بچه های شاد و با معرفت اینجا تا روحیه اش باز شه. شما هم کمکش کنین. ثواب داره. اینم لینکش : "من و تنهایی من"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در شنبه هفتم خرداد 1390 |

 سوال مسابقه بیست سوالی هفتم :

خوشمِل مُشمل و تَرگُل مَرگل!!!

اون چیه ، مال کیه و در چه حالتیه؟!

نوشته شده توسط میثمک در جمعه ششم خرداد 1390 |

92 دوست جدید!

بعد از یک هفته رقابت تنگاتنگ پنج قسمتی و حضور 92 دو عکس از 92 نفر اعضای وبلاگ میثمک، بالاخره سه کوشولوی بامزه به انتخاب خود شما برگزیده شدند. خدا رو شاکریم که در این مدت کوتاه، همزمان با سپری کردن لحظات با خنده و شادی سالم، توانستیم دوستان بسیاری پیدا کنیم. از الان خودتون و نی نی هاتونو آماده کنین واسه 3 ماه دیگه همین روز و آغاز ورژن 2 مسابقه بامزه ترین کوشولوها...

بروید به ادامه مطلب... 

***

پی نوشت 1 : مخاطب قسمت پنجم گفت و گوی میثمکی که دیروز برگزار شد، کسی نبود جز مارمولک بزرگ "محبت" بانو مادر سوین بانو، کاندیدای شماره 37 مسابقه کوشولوها!

پی نوشت 2 : مسابقه بیست سوالی هفتم فردا جمعه ساعت 11 صبح آغاز میشود...

خصوصی نوشت : دوست بزرگواری ابراز لطف نموده و منو مرهم خودشون دونستن، سوالی که پرسیدن رو اگه دوستان این جمع تونستن جواب بدن و راهنماییشون کنن :

"تنها جايي كه شاد ميشم اينجاست، حالا مي خواي باور كني مي خواي باور نكني! ميثمي من يه مشكل بزرگ دارم اينكه نمي تونم خوشحال باشم شايد هم بتونم ولي خودم نمي خوام! ميثمي من چطور مي تونم كينه ي يه آدم پست فطرت رو از دلم بيرون كنم ؟؟ ميگن ببخش نه به خاطر اون كه طرف مقابلت لايق بخششه بلكه به خاطر اينكه تو لايق آرامش هستي ... پس چطور نمي تونم حتي به خاطر آرامش خودم اونو ببخشم؟؟ دارم زجر ميكشم! شما بگين من چيكار كنم؟؟ اميدوارم كه دركم كنيد و يه راه جلو پاي من بزاريد"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 |

قسمت پنجم گفت و گوی میثمکی با خواننده شیطون قدیمی!

برو به ادامه مطلب... 

***

پی نوشت 1 : وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود،

 در کنار او که هستید احساس امنیت می کنید، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید! 

پی نوشت 2 : اصلاً چیزی بدتر از این میشه که تو هواپیما بشینی صندلی وسط و یه پیرزنه غرغرو دست چپت باشه که فقط کیشمیش بخوره و ملچ مولوچ کنه و یه عرب گُنده مُنده هیکلی بدبو هم دست راستت باشه که فقط چرت بزنه!؟!

پی نوشت 3 : جواب نهایی مسابقه تصویری کوشولوها فردا صبح اعلام میشود...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در چهارشنبه چهارم خرداد 1390 |

                       كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو

                                          بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم


الان که دارین این پست رو میخونین، من تو هواپیما رو آسمونم!

ساعت : 13 ، مقصد : مشهد الرضا ، حلال کنین!

ایشالله غروب یا شب میام تو وبلاگ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در دوشنبه دوم خرداد 1390 |

مسابقه تصویری بامزه ترین کوشولوها

( فــــیــــنــــال )

برو به ادامه مطلب و سه کوشولوی بامزه قسمت پایانی رو انتخاب کن


تصـاویر قسمــت اول 

تصاویر قسمــت دوم

تصاویر قسمت سـوم

تصاویر قسمت چهارم

تصاویـر قسمت پنجـم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میثمک در یکشنبه یکم خرداد 1390 |